<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وبلاگ هنری دانش آموزی ارغوان</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com</link>
<description>نمایش شعر ،نقاشی و دیگر آثار هنری </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 23 Nov 2012 10:32:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>زندگی در دوبیت ازابوسعید ابوالخیر</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/17</link>
<description>نردی است جهان که بردنش باختن است نرادی او به نقش کم ساختن است دنیا به مثل چو کعبتین نرد است برداشتنش برای انداختن است</description>
<pubDate>Fri, 23 Nov 2012 10:32:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/17</guid>
</item>
<item>
<title>شعر قایقی خواهم ساخت از سهراب سپهری</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/16</link>
<description>قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند. قایق از تور تهی و دل از آروزی مروارید، همچنان خواهم راند نه به آبیها دل خواهم بست نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند و در آن تابش تنهایی ماهی گیران می فشانند فسون از سر گیسوهاشان همچنان خواهم راند همچنان خواهم خواند «دور باید شد، دور. مرد آن شهر، اساطیر نداشت زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها</description>
<pubDate>Mon, 12 Nov 2012 12:16:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/16</guid>
</item>
<item>
<title>بخشی از آثار استاد محمود فرشچیان</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/15</link>
<description>پدر فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود با دیدن استعداد فرزندش، وی را به کارگاه نقاشی استاد حاج میرزا آقا امامی برد. فرشچیان پس از آموزش نزد استاد امامی و بهادری و دانش‌آموختگی از مدرسه هنرهای زیبای اصفهان، برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعهٔ آثار هنرمندان غربی در موزهها پرداخت. بنا بر گفته وی در موزه‌های اروپا، اول کسی بود که وارد موزه می‌شد با بسته‌ای از کتاب و قلم، و در نهایت آخر از همه، خود او بود که از موزه خارج</description>
<pubDate>Mon, 05 Nov 2012 11:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title>آثار استاد عباس کاتوزیان</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/14</link>
<description>عباس كاتوزیان در سال 1302 در تهران متولد شد و چنانكه خود می‌گوید: &quot;تا آنجا كه یاد دارم نقاشی كردم و نقاش بودم. همیشه در تار و پود طراحی تلاش كردم و غرق در رنگ بوده‌ام&quot;. وی هنرجوی هنرستان كمال‌الملك بود و بعدها در سال 1322 نایب‌رییس این هنرستان نیز شد، كاتوزیان تنها نقاش ایرانی است كه در سال 1352 آثارش در كنار آثار استاد كمال‌الملك در مجلس شورای ملی در معرض تماشا قرار گرفت.وی 5 نمایشگاه در آمریكا، 2 نمایشگاه در پاریس، یك نمایشگاه در لندن، 27 نمایشگاه</description>
<pubDate>Sun, 04 Nov 2012 13:26:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title> Darryl Trottنقاشی های آبرنگ زیبا از گل ها از </title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/13</link>
<description></description>
<pubDate>Fri, 02 Nov 2012 10:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>برگزیده ای از تابلو های نقاشی معروف جهان</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/12</link>
<description>مونالیزا اثر: لئوناردو داوینچی محل نگهداری: لوور، پاریس- 06-1503 شب پرستاره اثر: وینسنت ون گوک محل نگهداری: موزه هنرهای معاصر، نیویورک، 1889 گلهای آفتابگردان اثر: وینسنت ون گوک محل نگهداری: لند ن، گالری ملی، 1888 موج نهم اثر: ایوان آیوازوفسکی 1850 محل نگهداری: موزه دولتی روسیه، سن پترزبورگ گالری علوفه اثر: جان کنستابل 1821 محل نگهداری: گالری ملی، لندن برج بابل اثر: پیتر بروگل مهتر 1563 محل نگهداری: موزه کانستیستوریس، وین تمرر جنگجو به آخرین لنگرگاهش کشیده</description>
<pubDate>Wed, 31 Oct 2012 19:38:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title>بیتی زیبا در مورد حضرت علی</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/11</link>
<description>مرو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن که علی زند شبانه در خانه ی گدارا</description>
<pubDate>Wed, 31 Oct 2012 19:28:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>مرغ باغ ملکوتم از جلال الدین محمد بلخی(مولوی)</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/10</link>
<description>روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟ از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می روم آخر ننمایی وطنم مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم جان که از عالم علویست یقین میدانم رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم کیست در گوش که او میشنود آوازم یاکدامیست سخن میکند اندر</description>
<pubDate>Wed, 31 Oct 2012 19:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>برگزیده ای از دوبیتی های خیام</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/9</link>
<description>هر چند که رنگ و روی زیباست مرا چون لاله رخ چو سرو بالاست مرا معلوم نشد که در طرب خانه خاک نقاش ازل بهر چه آراست مرا یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند به استادی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که ما را چه رسید از خاک برامیدیم و بر باد شدیم نیکی و بدی که در نهاد بشر است شادی وغمی که در قضا و قدر است با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است گویند بهشت با حور خوش است من می گویم که آب انگور خوش است این نقد بگیر دست ازان نسیه بدار کآواز دهل</description>
<pubDate>Wed, 31 Oct 2012 18:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>شعر پریا از احمد شاملو</title>
<link>https://honarejavan2.blogfa.com/post/8</link>
<description>یكی بود یكی نبود زیر گنبد كبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود. زار و زار گریه می كردن پریا مث ابرای باهار گریه می كردن پریا. گیس شون قد كمون رنگ شبق از كمون بلن ترك از شبق مشكی ترك. روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه پیر. از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد از عقب از توی برج شبگیر می اومد... &quot; - پریا! گشنه تونه؟ پریا! تشنه تونه؟ پریا! خسته شدین؟ مرغ پر شسه شدین؟ چیه این های های تون گریه تون وای وای تون؟ &quot; پریا هیچی</description>
<pubDate>Wed, 31 Oct 2012 11:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>honarejavan2</dc:creator>
<guid>honarejavan2.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
</channel>
</rss>
